سفارش تبلیغ
صبا
نادانى بود به دنیا آرمیدن و ناپایدارى آن را دیدن و کوتاهى در کار نیک با یقین به پاداش آن زیان است ، و اطمینان به هر کس پیش از آزمودن او ، کار مردم ناتوان . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :2
بازدید دیروز :15
کل بازدید :73769
تعداد کل یاداشته ها : 69
97/9/19
1:45 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
مهدی مسکین[805]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
مرداد 92[22]
پیوند دوستان
 
عطر ظهور عشق است زنده یاد ناصر خان حجازی و استقلال کارشناس ارشد اقلیم شناسی در برنامه ریزی محیطی ► o▌ استان قدس ▌ o ◄ تصویر سازی و طراحی کتاب کودک 09128546268 09128546268 خسته عشق قعله ღ ツ هــر چــی کــه بخــوای ツ ღ سپیده خانم هــیــــچ راهــ فـــــراریــــ نــیــسـت پارمیدای عاشق لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) غَیث >> لــبــخــنــد قـــلـــم << وبلاگ آموزش آرایشگری داروخانه دکتر سلیمی تسبـیـ ـ ـ ـ ــح واژه ها مشاور در انتظار آفتاب پستِ دل دختران حوا مریم و مطهره گل باغ آشنایی جور وا جور حبیبی حسین ... ..:.:.سانازیا..:.:. اسپایکا چشمـــه ســـار رحمــت منجی بشر افســـــــــــونگــــر عشق الهی یــــــــــــــــاســــــــــــــــــــمـــــــنــــ حرف هایی از زبان منطق و احساس دلدارا پناه خیال دلنوشته من ... جوک بی ادبی رایان چوب قاتی پاتی واجب فراموش شده بهارانه صراط مستقیم برترین لحظه ها قاصدک چلچراغ شهادت سرباز صفر آقا ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی جبهه مقاومت وبیداری اسلامی *تنهایی من* رهگذر مقبلی جیرفتی نگاه خیس کلبه بصیرت اشک می بارد زچشمم.شور شور است بی تو ... تنهایی......!!!!!! **دختر بهار** جوکستان بی تربیتی شادیهای کوچک یک خانم خونه دار ...تاا خدا لیلای بی مجنون کودکانه دل پرخاطره ایوون رویا نگاهی نو به مشاوره farzad almasi فصل رویش هستی :))))) عاشقانه ای برای عشقــــــــــم سارا احمدی یه دلتنگی-یه دلنوشته-یه عکس-یه عاشق فانوس عشق مسیر عرشیان طب سنتی@ بیصدا ترازسکوت... جنون قلم تنهایی .: شهر عشق :. پرپر زیر سایه آفتاب برادرم ... جایت همیشه سبز خواهد ماند پیامنمای جامع هفت آسمان دلبستگی امام زمان"عج" به امام"ره" و شهدا تنهای تنها حسبان یا صاعقه upturn یعنی تغییر مطلوب ریحانه گل دلـتنگــ همیـشـگـــــــــی آقاسیدبااجازه... ماتاآخرایستاده ایم کونگ فو پرتوآ وبلاگ گروهیِ تَیسیر گیسو کمند نـــرگــــس 1 کارشناس مدیریت دولتی خاطرات یک خبرنگار *دلنوشته های خاص* المهدی قزوین آبیک 1450 Jaeger Science قیدار شهر جد پیامبراسلام nazbano ارمغان تنهایی غزلستان عاشقی تـلاطـم ارونـد علی پیشتاز دلتنگ احساس تو ابـــــــــــرار شیمی برای زندگی کوثر ولایت صورت و سیرت انسان در قرآن عاشقانه چشم های منتظر دنیا سیب گلاب *bad boy* تنها نون و ریحون خاطرات و دل نوشته های دو عاشق دریای آبی عاشقتم فلانی غزل عشق * لـحـظــــه هــای بــارانی * آوای من فروشگاه اینترنتی حجاب و عفاف "یا صاحب الزمان" گوناگون سکوت خیس یاران همیشگی امامت پرستاری 91 زندگی رسم خوشایندیست ^ــ^ ||تسنیم|| ^ــ^ آخرت من شبیر مرام و معرفت سوره777 درس های زندگی گل رازقی عاشقتم هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق به یاد او من.تو.خدا بلوچستان طب سنتی .•°♥°•دنیای شیرین من•°♥°•. محمدرضا جعفربگلو صدای دل... .:پرستــوی خیــــال:. عشقی به پاکیه عشق شیرین و آبتین بامزه دنیای پیچیده ی امروز شهید صاحبعلی جعفرزاده یامهدی دل نوشته دانستنی هااااااااااا منتظر نباش تا پرنده ای بیاید و پروازت دهد در پرنده شدن خویش بکوش زیبای کربلا قدرت کلمات فتح طلسم ها حرم... چکامه های نایاب حجاب ناب ::شوق شهادت:: خلوتگه راز **عاشقانه ها** ...عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست شلوغ پلوغ خدمات کامپیوتری ولیعصر (عج) روستای باغ آسیا کنیززهرا زندگی شیرین بابای آسمانی... جرانوش شهریار کوچه ها ❤❤ بــروبــکـس بــاحــال ❤❤ قـــ❤ــلـــــب هـــــای آبـــــی انــ❤ـــاری روی بال فرشته ها اسیرعشق من یک خبرنگارم ... ترخون عشق پنهان عاشقانه ها امام زمان دریایی از غم دلم گرفته ##@خانه ارواح@## tak & tanha بشنو این نی چون حکایت می کند انتظار ... چشمای خیس دلنوشته های من غائب مشکات نور الله یه روز خوب میاد ... سخن آشنا free_all * نیلوفر * مهدی یاران دست نوشته های یک شخص حقیقی ژیگول سایت حقوقی قانون ایران + www.LawIran.ir اســــرارِ وجـــود گل یا پوچ؟2 شـــــــیـــشـــــه ی نــــــــــــازک تنـــــــــــــــــــهایی story تا غدیر پسران علوی دختران فاطمی واذکر ربک اذا نسیت چهارفصل دخترک خنده رو :) کلک مهتاب sajadb.tk آبی دلان 2 نبض احساس زنگ عربی ...I am alone تعمیرات تخصصی پرینترهای لیزری رنگی ومشکی وفکس وشارژکارتریج درمحل بزرگترین سایت خنده بازار|عکس خنده دار|اس ام اس|دانلود آهنگ اصلاحات وبلاگ شخصی محمد چی شده اون همه احساس ....اینو هرگز نمیدونم (◕‿◕ یک بغل فاصله گل خشک ... و همچنین گزیده ای از اشعار پسانیمایی شورای دانش آموزی شهرستان سیسی نت سرای الماس خانلق اس ام اس دنیا دل پر خاطره ღ آشـــــــ ـکیمـ ღ باهماد ایران هرکس منتظر است... **** profosor جوان امروزی دهکده کوچک ما حمید49 انصارالمهدی(عج) حقیقت خدای عشق و خنده اشعار dard del شراب طهور تقدیم به کسی که باور نکرد دوستش دارم دل خوش انجمن محرمانه مدوزیبایی♥ قرار عاشقی I AM WHAT I AM عاشقانه ஜ هواداران نیوشا ضیغمی دختر آفتاب ஜ سرباز علی (ع) FaryadBiiiseda شکیبا PARINAZ پـــــــــلاکــــــــــ✌سنگر Tarranome Ziba دوعاشق عشق وجودنداره ✖√ناگفته های دختر تـ❤ـنها √✖ سیرت پیشگان طنین پاتوق دختر و پسرای ایرونی چتری شکسته اقیانوس مطلب #دنیای من# English teacher رو ی ــآےخـ ی ـســـ ):): فراموش شده _دخترک دی اسرا آوای عشق some one... ولایت عشق Bab boy راه زنده،راه عشق تشنه ی شوکران غزلیات محسن نصیری(هامون) دورهمی چرا؟ وب سایت شخصی یاسین گمرکی جوک بی تربیتی ♥♥♥ MY LOVE ♥♥♥ داستان عاشقانه... جبهه وولایت هرچی بخوای نیلو و بروبچ... گل نیلوفر تنهایی غربت امید...زندگیـ...منـ Sange Sabor عاشق رها دل نواز زندگی شیرین عکسهای سریال افسانه دونگ یی اینجا همه چی درهمه حرفِ دل ܓ✿ دنـیــــای مـــــــن Hunter حسام الدین شفیعیان

بدون تو چیا کشیدم من
خوشی ولی خوشی ندیدم من
تو اول مسیر خوشبختی
ته دنیا رسیدم من
بدون من سرت چقدر گرمه
کی حال این روزامو می فهمه
قبول دارم گناه نکردی تو
کار دنیای بی رحمه
زمونه عمر مارو میگیره
برادر از برادرش سیره
تو دیر رسیدی خیلی دیره
بخاطر تو هر کاری کردم
تو رفتی من چه جوری برگردم
خودت بیا دورت بگردم
صدام کن صدای تو لالایی بچگیمه
صدام کن دیگه خستم از عشقای نصفه نیمه
نگام کن به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم
نمی شه مگه میگذره آدم از اونی که زندگیشه
مگه ریشه از زردی ساقه هاش خسته میشه

به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم
******
زمونه عمر مارو میگیره
برادر از برادرش سیره
تو دیر رسیدی خیلی دیره
بخاطر تو هر کاری کردم
تو رفتی من چه جوری برگردم
خودت بیا دورت بگردم
صدام کن صدای تو لالایی بچگیمه
صدام کن دیگه خستم از عشقای نصفه نیمه
نگام کن به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم
نمی شه مگه میگذره آدم از اونی که زندگیشه
مگه ریشه از زردی ساقه هاش خسته میشه

به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم


  
  

به دشمنانت هزاران بار فرصت بده تا با تو دوست شوند، اما به دوستانت یک فرصت هم نده که دشمنت شوند، زیرا دوستانت جای عمیق زخمهای دلت را دقیق می دانند 


  
  
منم سرگشته حیرانت ای دوست

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

خلیل آسا ز شوق وصل کویت

دهم سر بر سر پیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعله‌ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را ز غم ویرانه کرده

من آن آواره ی بشکسته بالم

ز هجرانت بُتا رو بر زوالم

منم آن مرغ سرگردان و تنها

پریشان گشته شد یکباره حالم

سحر سر بر سر سجاده کردم

دعایی بهر آن دلداده کردم

ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست

لبالب یکسره از باده کردم

دلا تا کی اسیر یاد یاری؟

ز هجر یار تا کی داغداری؟

بگو تا کی ز شوق روی لیلی

تو مجنون پریشان روزگاری؟

پریشانم، پریشان روزگارم

من آن سرگشته ی هجر نگارم

کنون عمریست با امید وصلت

درون سینه آسایش ندارم

ز هجرت روز و شب فریاد دارم

ز بیدادت دلی ناشاد دارم

درون کوهسار سینه خود

هزاران کشته چون فرهاد دارم

چرا ای نازنینم بی وفایی؟

دمادم با دل من در جفایی

چرا آشفته کردی روزگارم

  
  

در میان مردمیکه میدوند برای زنده بودن آرام قدم بردار برای زندگی کردن


  
  

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شبی چون ز آغوش دریا برآمد 

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

وچندان غزل خواند آنشب

که خود در میان غزلها بمیرد

تو دریای من بودی آغوش کن

که میخواهد این قوی زیبا بمیرد


  
  

می فروشی گفت کالایم می است

رونق بازار من ساز و نی است

من خمینی دوست میدارم که او 

هم خم است و هم می است و هم نی است

(خم +می +نی = خمینی )


  
  

 


سه برادر نزد امام علی علیه السلام آمدند و گفتند میخواهیم این مرد را که پدرمان را کشته قصاص کنی. امام علی (ع) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟



آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از زمین پدر اینها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان ضربه زدم و او مرد.



امام علی علیه السلام فرمودند: بر تو حد را اجرا میکنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت دهید.



پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی بجا گذاشته پس اگر مرا بکشید آن گنج تباه میشه، و به این ترتیب برادرم هم بعد از من تباه میشود.



امیرالمومنین (ع) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را میکند؟ مرد به مردم نگاه کرد و گفت این مرد. امیرالمومنین (ع) فرمودند: ای اباذر آیا این مرد را ضمانت میکنی؟



ابوذر عرض کرد: بله. امیرالمومنین فرمود: تو او را نمیشناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا میکنم! ابوذر عرض کرد: من ضمانتش میکنم یا امیرالمومنین. آن مرد رفت .



و سپری شد روز اول و دوم و سوم ... و همه مردم نگران اباذر بودند که بر او حد اجرا نشود... اندکی قبل از اذان مغرب آن مرد آمد.



و در حالیکه خیلی خسته بود، بین دستان امیرالمومنین قرار گرفت و عرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون زیر دستانت هستم تا بر من حد را جاری کنی. امام علی (ع) فرمودند:

چه چیزی باعث شد برگردی درحالیکه میتوانستی فرار کنی؟

آن مرد گفت: ترسیدم که بگویند "وفای به عهد" از بین مردم رفت...


امیرالمونین از اباذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟

ابوذر گفت: ترسیدم که بگویند "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم رفت...

اولاد مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از او گذشتیم... امیرالمومنین علیه السلام فرمود: چرا؟

گفتند: میترسیم که بگویند "بخشش و گذشت" از بین مردم رفت...


و اما من این پیام را برای شما فرستادم تا نگویند "دعوت به خیر" از میان مردم رفت...


  
  

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها

ایستادی بر جنگ رو در رو
خنجر از پشت می زند دشمن

گویی از ما و در نهان بر ما
وطنم پشت حیله را بشکن

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دوران‌ها

رگت امروز تشنه عشق است
دل رنجیده خون نمی خواهد

دل تو تا ابد برای تپش
غیرعشق و جنون نمی خواهد

شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود

وای بر من اگر ببینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها

از تب سرد موجهای خزر
تا خلیجی که فارس بوده و هست

می شود با تو دل به دریا زد
می شود با تو دل به دنیا بست

 


  
  

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،    

    هست پنهان در نهاد هر بشر!...

هر که گرگش را در اندازد به خاک      

  رفته رفته می شود انسان پاک

  وآن که با گرگش مدارا می کند    

      خلق و خوی گرگ پیدا می کند

  در جوانی جان گرگت را بگیر!    

   وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر   

   ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند    

    گرگ هاشان رهنما و رهبرند...

 وآن ستمکاران که با هم محرم اند    

    گرگ هاشان آشنایان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب     

  با که باید گفت این حال عجیب؟


  
  

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.

به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»

آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»

زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»

آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»

عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.

شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»

زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»

زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و

نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»

زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و

گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»

فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»

مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»

عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»

پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید


  
  
   1   2   3   4   5   >>   >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ "‏چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعیت... پس از پایان یافتن! و زمان ... پس از گذشتن!‏"
+ کوه باآن بلندی رتبه ای پیدانکرد،جاده باافتادگی ازکوه بالامیرود
+ وقتی می خواهی چیزی را تخریب کنی، خوب به آن حمله نکن، بد از آن دفاع کن
+ سلام دوستان عزیزم . از همه ی کسانیکه تولد بنده رو بهم تبریک گفتن تقدیر و تشکر میکنم و دست همه ی آنها رو میبوسم . ان شاء الله همتون هم تو زندگیتون و هم تو تحصیل موفق و پیروز باشین و همیشه شاد و خرم و سر زنده باشین . مهدی مسکین از تبریز