سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
مسابقه وبلاگ نویسی ابلاغ غدیر
چشمها، پیش قراولان دلهایند . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :22
بازدید دیروز :27
کل بازدید :57768
تعداد کل یاداشته ها : 68
95/6/8
4:56 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
مهدی مسکین[816]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
مرداد 92[22]
پیوند دوستان
 
جبهه مقاومت وبیداری اسلامی عشق الهی حرف هایی از زبان منطق و احساس عطر ظهور لیلای بی مجنون در انتظار آفتاب دلبستگی امام زمان"عج" به امام"ره" و شهدا بی تو ... خسته عشق ► o▌ استان قدس ▌ o ◄ قاتی پاتی سیب گلاب مقبلی جیرفتی داروخانه دکتر سلیمی جنون قلم *bad boy* هــیــــچ راهــ فـــــراریــــ نــیــسـت تنها دلنوشته من ... فصل رویش ریحانه چلچراغ شهادت عاشقانه لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) تـلاطـم ارونـد ارمغان تنهایی گیسو کمند تنهایی......!!!!!! پرپر گل ღ ツ هــر چــی کــه بخــوای ツ ღ وبلاگ آموزش آرایشگری تنهایی نون و ریحون برترین لحظه ها حسبان یا صاعقه نـــرگــــس 1 خاطرات و دل نوشته های دو عاشق عشق است زنده یاد ناصر خان حجازی و استقلال تسبـیـ ـ ـ ـ ــح واژه ها رهگذر دریای آبی عاشقتم فلانی غزل عشق رایان چوب جور وا جور * لـحـظــــه هــای بــارانی * تصویر سازی و طراحی کتاب کودک 09128546268 09128546268 واجب فراموش شده آوای من برادرم ... جایت همیشه سبز خواهد ماند upturn یعنی تغییر مطلوب چشمـــه ســـار رحمــت کوثر ولایت فروشگاه اینترنتی حجاب و عفاف کارشناس ارشد اقلیم شناسی در برنامه ریزی محیطی کودکانه صراط مستقیم "یا صاحب الزمان" گوناگون نگاهی نو به مشاوره گل باغ آشنایی وبلاگ گروهیِ تَیسیر سکوت خیس نگاه خیس ماتاآخرایستاده ایم فانوس عشق ماییم ونوای بینوایی.....بسم الله اگرحریف مایی آقاسیدبااجازه... کارشناس مدیریت دولتی یاران همیشگی امامت پرستاری 91 مشاور هفت آسمان طب سنتی@ قیدار شهر جد پیامبراسلام پستِ دل زندگی رسم خوشایندیست >> لــبــخــنــد قـــلـــم << ^ــ^ ||تسنیم|| ^ــ^ دل پرخاطره تنهای تنها آخرت من شبیر کونگ فو پرتوآ مرام و معرفت شادیهای کوچک یک خانم خونه دار صورت و سیرت انسان در قرآن سوره777 درس های زندگی قعله چشم های منتظر دنیا مسیر عرشیان خاطرات یک خبرنگار گل رازقی عاشقتم هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق به یاد او farzad almasi

Username: EAV-0171728991
Password: 3etnjhbuck
Expiry Date: 12.10.2016

Username: EAV-0169426161
Password: t6jjjdfusn
Expiry Date: 09.06.2017

Username: TRIAL-0170710400
Password: apdad77nu9
Expiry Date: 06.07.2017

Username: TRIAL-0170816619
Password: 7scrs8ftdd
Expiry Date: 08.07.2017


  
  

یه پاییز زردو زمستونه سردو
یه زندونه تنگو یه زخم قشنگو
غم جمعه عصرو غریبیه حصرو
یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی

 

جهانی دروغو یه دنیا غروبو
یه درد عمیقو یه تیزیه تیغو
یه قلب مریضو یه آه غلیضو
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من تو بی من کجایی
رفیقم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من تو بی من کجایی

یه دنیا غریبم کجایی عزیزم
بیا تا چشامو تو چشمات بریزم
نگو دل بریدی خدایی نکرده
ببین خوابه چشمات با چشمام چی کرده
همه جا رو گشتم کجایی عزیزم
بیا تا رگامو تو خونت بریزم
بیا روتو رو کن منو زیرو رو کن
بیا زخمامو یه جوری رفو کن
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من تو بی من کجایی
عزیزم کجایی دقیقا کجایی
کجایی تو بی من تو بی من کجایی


  
  

بدون تو چیا کشیدم من
خوشی ولی خوشی ندیدم من
تو اول مسیر خوشبختی
ته دنیا رسیدم من
بدون من سرت چقدر گرمه
کی حال این روزامو می فهمه
قبول دارم گناه نکردی تو
کار دنیای بی رحمه
زمونه عمر مارو میگیره
برادر از برادرش سیره
تو دیر رسیدی خیلی دیره
بخاطر تو هر کاری کردم
تو رفتی من چه جوری برگردم
خودت بیا دورت بگردم
صدام کن صدای تو لالایی بچگیمه
صدام کن دیگه خستم از عشقای نصفه نیمه
نگام کن به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم
نمی شه مگه میگذره آدم از اونی که زندگیشه
مگه ریشه از زردی ساقه هاش خسته میشه

به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم
******
زمونه عمر مارو میگیره
برادر از برادرش سیره
تو دیر رسیدی خیلی دیره
بخاطر تو هر کاری کردم
تو رفتی من چه جوری برگردم
خودت بیا دورت بگردم
صدام کن صدای تو لالایی بچگیمه
صدام کن دیگه خستم از عشقای نصفه نیمه
نگام کن به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم
نمی شه مگه میگذره آدم از اونی که زندگیشه
مگه ریشه از زردی ساقه هاش خسته میشه

به جون چشات دیگه جون ندارم که بگم


  
  

به دشمنانت هزاران بار فرصت بده تا با تو دوست شوند، اما به دوستانت یک فرصت هم نده که دشمنت شوند، زیرا دوستانت جای عمیق زخمهای دلت را دقیق می دانند 


  
  
منم سرگشته حیرانت ای دوست

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

خلیل آسا ز شوق وصل کویت

دهم سر بر سر پیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعله‌ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را ز غم ویرانه کرده

من آن آواره ی بشکسته بالم

ز هجرانت بُتا رو بر زوالم

منم آن مرغ سرگردان و تنها

پریشان گشته شد یکباره حالم

سحر سر بر سر سجاده کردم

دعایی بهر آن دلداده کردم

ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست

لبالب یکسره از باده کردم

دلا تا کی اسیر یاد یاری؟

ز هجر یار تا کی داغداری؟

بگو تا کی ز شوق روی لیلی

تو مجنون پریشان روزگاری؟

پریشانم، پریشان روزگارم

من آن سرگشته ی هجر نگارم

کنون عمریست با امید وصلت

درون سینه آسایش ندارم

ز هجرت روز و شب فریاد دارم

ز بیدادت دلی ناشاد دارم

درون کوهسار سینه خود

هزاران کشته چون فرهاد دارم

چرا ای نازنینم بی وفایی؟

دمادم با دل من در جفایی

چرا آشفته کردی روزگارم

  
  

در میان مردمیکه میدوند برای زنده بودن آرام قدم بردار برای زندگی کردن


  
  

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شبی چون ز آغوش دریا برآمد 

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

شب مرگ تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

وچندان غزل خواند آنشب

که خود در میان غزلها بمیرد

تو دریای من بودی آغوش کن

که میخواهد این قوی زیبا بمیرد


  
  

می فروشی گفت کالایم می است

رونق بازار من ساز و نی است

من خمینی دوست میدارم که او 

هم خم است و هم می است و هم نی است

(خم +می +نی = خمینی )


  
  

 


سه برادر نزد امام علی علیه السلام آمدند و گفتند میخواهیم این مرد را که پدرمان را کشته قصاص کنی. امام علی (ع) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟



آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. یکی از شترهایم شروع به خوردن درختی از زمین پدر اینها کرد، پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان ضربه زدم و او مرد.



امام علی علیه السلام فرمودند: بر تو حد را اجرا میکنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت دهید.



پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی بجا گذاشته پس اگر مرا بکشید آن گنج تباه میشه، و به این ترتیب برادرم هم بعد از من تباه میشود.



امیرالمومنین (ع) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را میکند؟ مرد به مردم نگاه کرد و گفت این مرد. امیرالمومنین (ع) فرمودند: ای اباذر آیا این مرد را ضمانت میکنی؟



ابوذر عرض کرد: بله. امیرالمومنین فرمود: تو او را نمیشناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا میکنم! ابوذر عرض کرد: من ضمانتش میکنم یا امیرالمومنین. آن مرد رفت .



و سپری شد روز اول و دوم و سوم ... و همه مردم نگران اباذر بودند که بر او حد اجرا نشود... اندکی قبل از اذان مغرب آن مرد آمد.



و در حالیکه خیلی خسته بود، بین دستان امیرالمومنین قرار گرفت و عرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون زیر دستانت هستم تا بر من حد را جاری کنی. امام علی (ع) فرمودند:

چه چیزی باعث شد برگردی درحالیکه میتوانستی فرار کنی؟

آن مرد گفت: ترسیدم که بگویند "وفای به عهد" از بین مردم رفت...


امیرالمونین از اباذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟

ابوذر گفت: ترسیدم که بگویند "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم رفت...

اولاد مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از او گذشتیم... امیرالمومنین علیه السلام فرمود: چرا؟

گفتند: میترسیم که بگویند "بخشش و گذشت" از بین مردم رفت...


و اما من این پیام را برای شما فرستادم تا نگویند "دعوت به خیر" از میان مردم رفت...


  
  

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها

ایستادی بر جنگ رو در رو
خنجر از پشت می زند دشمن

گویی از ما و در نهان بر ما
وطنم پشت حیله را بشکن

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دوران‌ها

رگت امروز تشنه عشق است
دل رنجیده خون نمی خواهد

دل تو تا ابد برای تپش
غیرعشق و جنون نمی خواهد

شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود

وای بر من اگر ببینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود

وطنم ای شکوه پابرجا
در دل التهاب دورانها

کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها

از تب سرد موجهای خزر
تا خلیجی که فارس بوده و هست

می شود با تو دل به دریا زد
می شود با تو دل به دنیا بست

 


  
  
   1   2   3   4   5      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ "‏چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعیت... پس از پایان یافتن! و زمان ... پس از گذشتن!‏"
+ کوه باآن بلندی رتبه ای پیدانکرد،جاده باافتادگی ازکوه بالامیرود
+ وقتی می خواهی چیزی را تخریب کنی، خوب به آن حمله نکن، بد از آن دفاع کن
+ سلام دوستان عزیزم . از همه ی کسانیکه تولد بنده رو بهم تبریک گفتن تقدیر و تشکر میکنم و دست همه ی آنها رو میبوسم . ان شاء الله همتون هم تو زندگیتون و هم تو تحصیل موفق و پیروز باشین و همیشه شاد و خرم و سر زنده باشین . مهدی مسکین از تبریز